محمود نجم آبادى

144

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

مطلب در نوشته‌هاى نويسندگان دوران ساسانى ديده مىشود كه فهرست آنها را خاطرنشان نموده‌اند . در ونديداد آمده است اگر اشخاصى كه يك‌جا نشسته و يا خوابيده باشند بر يك بستر و يا زير يك روپوش و در برابر آنها دو يا پنج يا پنجاه و يا صد نفر زن و مرد باشند ، اگر از آنان كه در زير يك روپوش هستند يك نفر بميرد ، اگر مرده ملا باشد ديو نجس مرگ از مرده به ديگران حمله خواهد كرد تا يازده نفر و تا شخص زنده دهم را هم نجس خواهد كرد ، ولى اگر مرده لشگرى باشد آن ديو نجس تا به ده نفر حمله خواهد كرد و شخص زنده نهم را نجس خواهد كرد ، اما اگر مرده از طبقه برزگر باشد ديو نجس به زندگان حمله خواهد كرد تا به نه نفر برسد و تا شخص هشتم را نجس خواهد كرد ( ونديداد باب پنجم فقرات بيست و هفتم و بيست و هشتم ) . اين مطلب مىرساند كه اصولا انتقال بيمارى و عامل آن در نظر ايرانيان باستان امرى محتوم و با شكل و طرز خاصى مورد نظر آنان بوده است . به همين نحو احكامى درباره سك و شغال و روباه و يا انسان كافر مرده و سرايت بيمارى از آنها آمده است ، منتهى به نحوى ديگر مجرى بوده است ، كه اگر بخواهيم به ذكر جميع فقرات و يا مفاد آنها بپردازيم مطلب به درزا كشد ( رجوع شود به ونديداد باب پنجم فقرات بيست و نهم تا آخر سى و پنجم ) . از موضوعاتى كه در آئين زرتشت باعث نجس شدن يعنى كافر يا غير پيرو اهورامزدا ( بىدين و بىآئين زرتشتى ) مىگردد ، طبق مندرجات اوستا آنكه كافر در زندگى آب را مىزند ( يعنى به آب بىاحترامى مىكند ) و پرهيزكار را چنان زند كه بيهوش شود و از حال برود ( ونديداد باب پنجم فقره سى و هفتم ) .